حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

پسر که داشته باشی...

1394/3/25 23:29
نویسنده : *مامان فرزانه*
6,370 بازدید
اشتراک گذاری

شکلک های محدثه

پسر که داشته باشی
پیچیدن صدای قان قان هایش انگاه که راننده ماشین های کوچک و بزرگش میشود

شادیت را صد چندان می کند!!
پسر که داشته باشی....
صدای خنده های پیروزمندانه اش انگاه که با کیو کیو از پشت دستگیرت میکند

غم دنیا را از دلت می برد!!!
پسر که داشته باشی....
عصر تابستانت پراز سر و صدای توپ و دادو هوارهای شاد پدر و پسری میشود!!
پسر که داشته باشی...
باخود تصور می کنی قد رعنایش را در لباس دامادی و لبت به خنده باز میشود

و قلبت به شادی!!
پسر که داشته باشی...
دلتنگ آمدن آینده ای میشوی پراز قدمهای محکم و استوار که شانه به شانه ات

گام بر میدارد!!
پسر که داشته باشی...
دلخوشی به روزگاری که بازوان تنومندی عصای راه رفتنت میشود

و پشتت گرم به حضورش!!
پسر که داشته باشی.......

شکلک های محدثه

سلام به همراه همیشگی مممممن

خوبی پسر نازمامان؟همه چی اوکی هست؟خوب خداروشکر!!

مدرسه که تموم شده؛ترم چهار زبانت رو هم با نمره 100 پاس کردی الحمدالله

فعلا تاترم جدید دوهفته ای آف هستی.امروز که کلاس نداشتیم من به خاطر ماه

مبارک رمضان تموم خونه رو تمیزکردم؛البته بماندکه هرروزکارم همینه.بعضی

روزها باهم دکورخونه رو عوض میکنیم بعد میگی مامان اونجوری بهتربود

دوباره میزاریم سرجاش !!میگم  که همراه همیشگی منی!!!خلاصه باهم رفتیم

به استقبال ماه مهمانی خدا.

شماکه انقدخوشحالی به خاطر افطاری و سحری خوردن که نگو.همش میگی

وای بوی افطاری میاد.غروب باهم یه سررفتیم داهات برنج ها دارن بزرگ میشن؛

کلی توی باغ گشتم از خیارو باقالی وچیزای دیگه عکس گرفتم چه صفایی داره.

شماهم تا میتونستی از جیمی و مرغ و جوجه ها با بیسکوییت پذیرایی کردی؛

فدات شم که انقد مهربونی.

حالا بریم ادامه عکس ها رو به روایت تصویر ببینیم

شکلک های محدثه

 

شکلک های محدثه

توی بهارهمه چی قشنگ و سبزه؛دل آدم بهاری میشه توی طبیعت؛اما داهات فقط

یه چیزش کمه.اونم سوت و کوربودنشه که مادربزرگ و بابابزرگ نیستن.

همیشه عاشق خیارهای ریز گلدارهستم،یادمه مادربزرگ برام میچید؛خدارحمتتون

کنه؛نوربه قبرتون بباره.

برنج هارو ببین دارن قدمیکشن.یادمه بچه بودم مادربزرگ و مامان اینامیرفتن

برای نشا مابراشون عصرونه میبردیم؛یه مزه ای داشت سرزمین غذاخوردن

آخ یادش بخیر

اینم از جیمی ما؛نمیدونم چه حکمتی هست که هرکی ردمیشد حتی باماشین

جیمی میخواست بخورتش؛اما کاری به مانداشت.حتی تو نزدیکش میشدی

براش نون میریختی.

واینم شاهکار پسر هنرمندما توی بیکاری،پل درست کردی برای ماشینت و کلی

باهاش سرگرم شدی


می گویند:

عشق خدا

به همه یکسانَ ستــ

ولی من می گویم:

مرا بیشتر از همه

دوستــ دارد

وگرنهـ

بهـ همهـ

یکی مثل تو می داد .


شکلک های محدثه

پسندها (4)

نظرات (8)

مامان نيوشا
28 خرداد 94 20:07
سلام حنان جونم آفرین که همیشه برای مامانی نظر میدی این جا خوب اینجا بده به به برنج ها هم قد کشیدنچه اردک های نازیییییی گلا چه خوشگلنخودت گلی حنان خان من که عاشق انگورم بووووووووووس واسه حنان جونم و مامان مهربوننش
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام.مرسی خاله نیوشاجونم.مانی جونو ببوس
مامان سحر
28 خرداد 94 21:13
به به چه هوایی چه گوجه هایی واقعا تو این چهار دیواری پوسیدیم ... پس خوردن افطاری رو دوست داری ای شیطون...راستیتش منم دوست دارم
*مامان فرزانه*
پاسخ
آره واقعآ پوسیدیم.افطاری خوردن خیلی مزه داره.اصن یه چیز دیگه اس
حدیث
29 خرداد 94 0:11
سلام سلام به پسر خوشگل اول ازهمه اینکه نبودم برات تو پستای قبل نظر بزارم وهمه رو اینجا میگم مدرسه ات تموم شد خسته نباشی امیدوارم تو همه مراحل زندگیت موفق باشی پله های ترقی یک به یک طی کنی نفسم فرزانه جان چه عکسای قشنگی واقعا من که زیاد اونجا نبودم از دهات خاطره زیادی ندارم یهو دلم هوای اونجا ومادربزرگو کرد افرین حنان جون چه اکتشافاتی میکنی پسزی امیدوارم همیشه شاد باشی عزیزم
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام.مرسی که اومدی.میدونیم سرت به امتحانات شلوغه امیدوارم موفق بشی عمه جون.خداهمه ی رفتگان رو بیامرزه
مامان آرزو
30 خرداد 94 14:34
¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤------------------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ -------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤----------------------¤¤¤-¤¤¤-----------------------------¤¤¤ __¤¤¤¤¤--------------سلامي به لطافت عشق--------------------¤¤¤ _ ¤¤¤-----------پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است---------- ¤¤¤ ¤¤¤---------------------------------------------------------------------------¤¤¤ ¤¤¤--به نام دوست که زندگي و زيبايي لايق اوست----------------- ¤¤¤ ¤¤¤------بي شک مرگ پايان کبوتر نيست----------------------------- ¤¤¤ ¤¤¤----------در اوج نياز و بي نيازي هيچگاه خدا رو از ياد مبر--------¤¤¤ ¤¤¤--او در همه لحظه ها در کنار توست کافيست صدايش بزني--¤¤¤ _¤¤¤-------------اوست که به هر چيزي حس بودن مي بخشد---¤¤¤ __¤¤¤------------------اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ --------¤¤¤ ____¤¤¤-------------------سکوتم سرشار ز فرياد است--------¤¤¤ ______¤¤¤------------------سرشار ز شکر و سپاس-------¤¤¤ _________¤¤¤------به کلبه تنهاي هام سر بزن-------¤¤¤ _________¤¤¤¤¤¤-----لبت خندون، دلت شاد---¤¤¤¤ _____________¤¤¤---------زندگي به کام------¤¤¤ ________________¤¤¤-دلت سر شار از-¤¤¤ ___________________¤¤عشق به خدا¤¤ ______________________¤¤¤¤¤¤¤ _______________________¤¤¤¤ __منتظر قدوم هميشه سبزتم__ ¤¤ ________مهرت پايدار________¤ ,•’``’•,•’``’•,
سما مامان فرشته ها
31 خرداد 94 10:50
سلام نفس هاى من خوبيد؟.اميدوارم خوب خوب باشيد. آفرين پسر خوشتيپ كه نمره ى 100گرفتى فرزانه جونم عكس اولى با عكس دومى چيه؟من كه هرچى نگاه كردم نفهميدم چه انگار هاى خوشمزه اى من عاشق انگورمنوش جون وووووووى اردكارو ببينچه نازنچه گل هاى خوشگلى برنج ها چه سبز شدن رشت هم كه هميشه ابرىسگ رو ببين واى چه غروب زيبايى به بهچه شاهكارى ميبوسمتون عزيز هاى من
*مامان فرزانه*
پاسخ
سلام سما جون.مرسی که همیشه زحمت میکشی و میای مارو شرمنده میکنی.فکر کنم گوجه و خیار رو میگی که گوجه هنوز کاله
سما مامان فرشته ها
31 خرداد 94 14:32
سلام فرزانه ی گلم مطلب گذاشتم نظر یادت نره
مامان محمد طاها
5 تیر 94 17:05
به به بازم داهات و شکارای مامان فرزانه از خاطرات کودکی ما راستی حنان جون من عاشق اون ذهن فعالت هستم با اختراعت باحالت
*مامان فرزانه*
پاسخ
آره دیگه داهات و خاطرت کودکی ما یه چیز دیگه ست زن عمو جون خیلی لطف داری؛بیکاریه دیگه چه میشه کرد
مهرناز جونی
7 تیر 94 22:46
افرین اقا مهندس ایشاالله همیشه موفق باشی و سلامت
*مامان فرزانه*
پاسخ
ممنون شماهم همین طور.مرسی از لطفت